شب های بارانی من

متن مرتبط با «اسیر» در سایت شب های بارانی من نوشته شده است

اسیر

  • نیلوبلاگ

    من می روم اما u2029 دل را خیال ندارد u2029من می نشینم آنجا u2029کنج خیال رویاu2029 ای خاطرات اویم u2029ای خاطرات خوبم u2029ننشین چنین به کویش u2029کم سینه کن خم اویش u2029او رفته است u2029 دل ،تا به کی کنی صبر u2029چشم تا به کی کنی اشک u2029یادش بکن فراموش u2029دل دیده کن ، تو را هوش u2029صبر ایلمه دوزوم بسu2029 بل باغلاماu2029 دورگت گینن اولوم بس نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۵ساعت 11:55 توسط عظیمی| ...

    ادامه مطلب
  • امروز من

  • نیلوبلاگ

    دور وبرش خالی شده بود غارغار کلاغ های سیاه و هاپ هاپ سگان ولگرد حالش را بهم می ریخت .فضای بیهوده اتاق برایش دقیقه های اضافه می زد ، سوت پایانی در کار نبود او بود و یک دنیا حریف شکست ناپذیر و نابرابر تماشاگران همه او را تشویق می کردند و برایش هورا می کشیدند و او هم بیشتر تنه می زد چاره ای نداشت باید می افتاد تا راحتش بگذارند همه هم همین را می خواستند اینجا مقاومت یعنی تمسخر عده ای ابله . گاهی انتهای تنهایی یعنی خوشبختی ... xa0 دنیایی پر از رنگ ولعاب ساخته ی دست بشر.آه که سرم گیچ رفت خدایا ک...

    ادامه مطلب